قرار بود
فقط یه شب باهاش بخوابه.
نه برای سکس؛ فقط میخواست بغلش کنه و صبح بره.
صبح که بیدار شد، مرد هنوز خواب بود.
گوشی رو برداشت که بیسروصدا بره.
پیام جدیدی از همون مرد اومده بود:
اگه داری میری، حداقل وانمود کن دیشب خوابت برده بود.
فقط یه شب باهاش بخوابه.
نه برای سکس؛ فقط میخواست بغلش کنه و صبح بره.
صبح که بیدار شد، مرد هنوز خواب بود.
گوشی رو برداشت که بیسروصدا بره.
پیام جدیدی از همون مرد اومده بود:
اگه داری میری، حداقل وانمود کن دیشب خوابت برده بود.
به اصرار تراپیستم خواستم توی یک فضا عمومی کمی بنویسم. شاید این تنها هنر من در این روزهای تلخ باشد. و شاید کمی آرامم کند