منم عکساشو پاره کردم
امروز داشتم عکسای قدیمیمو نگاه میکردم، رسیدم به عکسای قبل از اون زخم روی صورتم.
یادم افتاد اون موقع دوستپسرم هی میگفت: «چقدر خوشگلی».
بعد از اینکه زخم موند (در حد چند ماه)، یه روز خیلی عادی گفت: «فکر کنم دیگه نمیتونم ادامه بدم.»
راستش بیشتر از رفتنش، این جملهش موند توی سرم که میگفت: آخه این زخمتم که خوب نمیشه
حالا نیستش که بهش انگشت میانیمو نشون بدم بگم درستش کردم. پفیوز لاشی